تبليغاتX
رجعت نور
عزای بی ریا
شنبه دوازدهم آذر 1390 | asrar

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندر این گوشه عزای بی ریا دارد حسین

شعر از محمد حسین شهریار
لینک ثابت
شن و سنگ
شنبه پنجم آذر 1390 | asrar
حکایت اینگونه آغاز میشود که دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت:« امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد.»

آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به درياچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند. همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجاتیافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد:« امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد.»

دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید:« وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟»

مرد پاسخ داد:« وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی.»

یاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم!

لینک ثابت
دردم از یار است و درمان نیز هم
دوشنبه هفدهم مرداد 1390 | asrar

دردم از یاراست ودرمان نیز هم                               دل فدای اوشد وجان نیزهم

این که میگویند آن خوشتر زحسن                            یار مااین دارد وآن نیز نیز هم

یادباد آنکو به قصد خون ما                                    عهد را بشکست و پیمان نیز هم

دوستان در پرده میگویم سخن                              گفته خواهد شد به دستان نیز هم

چون سرآمد دولت شبهای وصل                                  بگذرد ایام هجران نیز هم

هردو عالم یک فروغ روی اوست                            گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

اعتمادی نیست بر کار جهان                                   بلکه برگردون گردان نیز هم

عاشق از قاضی نترسد می بیار                                 بلکه از یرغوی دیوان نیز هم

محتسب داند که حافظ عاشق است                          واصف ملک سلیمان نیز هم

لینک ثابت
اللهم عجل لولیک الفرج
چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 | asrar


با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی    تا بی​خبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو  ار نه روزی کار جهان سر آید     ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

[تصویر: 022.gif]

لینک ثابت

اما این شبهه انتقاد کنندگان که می‏گویند: پنهان بودن تولد «مهدی پسر حسن بن علی«علیهم السلام»» از افراد خانواده و از سایر مردم و ادامه پنهان بودنش بر خلاف عرف و عادت است، بسیار سست و بی‏ اساس می‏باشد؛ به خاطر اینکه چنین کاری، هیچ خارج از متعارف بودن و یا مخالف عادت نیست، بلکه عقل و برهان، چنین عملی را در پاره‏ای از اوقات ممکن می‏داند و تاریخ امثال آن را در مورد فرزندان پادشاهان و دولتمردان به خاطر پاره‏ای از مصالح حیاتی، تأیید می‏ کند.  

این کتاب کتابی است ، تالیف شیخ مفید که ۱۰ انتقاد را پیرامون غیبت حضرت مهدی (ع) بیان می کند .

که هرکدام از انتقاد ها و پاسخ به آنها را به امید خداوند متعال در دفعات بعدی مطرح خواهیم کرد . امید است خوانندگان را به سمت شناخت هرچه بیشتر مسئله ظهور سوق دهد که در ابتدای بحث فشرده پرسشهایی راجع به این مطلب را درج خواهیم کرد.

فشرده پرسشها

آن پرسشها از این قرار است:

۱-<<شیعه امامیه >> ادعا می‏کند که خداوند به «حسن بن علی بن ‏محمد بن علی‏ بن‏ موسی ‏الرضا «علیهم  السلام»»(یازدهمین پیشوای شیعیان)در حالی که زنده بود، پسری عنایت کرده در حالی که خاندانش از وجود او بی‏خبر بودند و هیچ فرقه ودسته‏ای در این ادعا با «امامیه» موافقت نکرده‏اند. آیا چنین چیزی بعید به نظر نمی‏رسد؟

 

گناه
سه شنبه دهم اسفند 1389 | asrar
اگرعاشق شدن كارگناه است
دل عاشق شكستن صدگناه است
لینک ثابت
ترجمه دعای عهد
پنجشنبه پنجم اسفند 1389 | asrar

پروردگارا ای رب نور حقیقی و خداوند کرسی با رفعت و خداوند دریای احسان  و ای نازل  کننده ی کتاب آسمانی تورات و انجیل و زبور و ای پروردگار سایه و آفتاب گرم و ای نازل کننده ی قرآن عظیم الشان و ای پروردگار ملائک مقرب و پیغمبران و رسولان ، پروردگارا همانا از تو می خواهم  به حق ذات بزرگوارت  و به نور جمال بی مثالت که عالم به آن روشن است و به ملک قدیم و سلطنت ازلیت، ای زنده ی ابدی و ای پاینده ی سرمد ، از تو درخواست می کنم به حق آن اسمی که آسمان ها و زمین را به آن اسم نور وجود بخشیدی و به آن اسمی که اولین و آخرین اهل عالم را بدان اصلاح و تربیت کرده ای ، ای زنده پیش از هر زنده و ای زنده  پس از هر زنده! ای زنده، در آن حال که هیچ زنده ای نبود ای زنده کننده ی مردگان و میراننده ی زندگان عالم ، ای زنده بالذات که غیر تو خدایی نیست، پروردگارا تو بر مولای ما حضرت امام عصر هادی امت و مهدی آل محمدقیام کننده به فرمان تو که درود خدا بر او و بر پدران پاک گوهر او باد از تمام مرد و زن با ایمان که در مشرق ها و مغرب های زمین هستند و در صحرا و کوه و بر و بحر عالمند از من و پدر و مادر من بر او درود و تحیتی فرست برابر عرشت و برابر با  مرکب کلماتت و آنچه که علمت احصا و کتاب آفرینشت احاطه بر آن نموده است پروردگارا من در صبح همین روزم  و تمام ایامی که در آن زندگانی کنم با او تجدید عهد میکنم و عقد بیعت او را که بر گردن من است که هرگز از این عهد و بیعت بر نگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم پروردگارا مرا از انصار و یاران آن بزرگوار قرارده  و از آنان که از او دفاع می کنند و از پی انجام مقاصدش می شتابند و از وی حمایت کرده و به جانب اراده اش مشتاقانه سبقت میگیرند و در حضور حضرتش به درجه ی رفیع شهادت می رسند.

 پروردگارا اگر میان من و او مرگ که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی افکند پس مرا از قبر بر انگیز در حالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام بر کشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم  لازم الاجابه است اجابت می کنم ای خدا به ما آن طلعت زیبای رشید را بنما و از پرده ی غیب پدیدار کن و سرمه ی نور و روشنی ابد به یک نظر بر آن جمال مبارک به چشم من درکش و و فرج آن حضرت را نزدیک و خروجش را آسان ساز و توسعه در طریق وی عطا فرما ومرا به طریقه ا ی با حجت و بیان او سلوک ده  و فرمان آن حضرت را نافذ گردان و پشت او را قوی ساز و ای خدا شهر و دیارت را به وجود او معمور ساز و بندگانت را به واسطه ی او زنده ساز چون تو خود فرموده ای  (ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس ) و کلام تو حق و حقیقت است.

پس تو ای پروردگار ولی خود و پسر دختر پیغمبرت را که هم نام پیغمبرت است بر ما از پرده ی غیب ظاهر فرما تا آن که بر هر باطل پیروزی یابد و آن را محو و نابود سازد و حق راثابت و محقق گرداند و آن حضرت را ای پروردگار ، فریادرس بندگان مظلومت قرار ده و ناصر و یاور آنان که جز تو ناصر و یاوری ندارند و تجدید کن  احکامی از قرآن مجیدت که تعطیل شده و رفعت و استحکام بخش  کاخ شعایر آیینت و سنن پیغمبر اکرمت صلی الله الیه و آله و او را ای پروردگار از بیداد ستمکاران در حفظ و امان خود بدار و پروردگارا پیغمبر اکرمت صلی الله علیه و اله را شاد و مسرور گردان به دیدار او و پیروانش که دعوت حضرتش را اجابت کردند و ای خدا بر حال زار پریشان ما بعد از او ترحم فرمای، ای خدا غم و اندوه آن بزرگوار را به حضورش از قلوب این ملت برطرف گردان و برای آرامش دل های ما به حضورش تعجیل فرما که مخالفان بعید دانند و ما فرج و ظهورش را نزدیک می دانیم  ای خدا ای مهربان ترین مهربانان

تعجیل و شتاب فرما ای مولای من ای صاحب الزمان.
لینک ثابت
يكي از برجسته ترين كلام حضرت در زمينه محبت به همسر اين است كه "اگر مرد به همسرش بگويد او را دوست دارد، هرگز از قلب او خارج نمي گردد" يعني به عنوان يك مسأله جاوداني، هميشه در ياد او خواهد ماند. هستند مردان و زناني كه آن قدر به امور مستحبي مي پردازند كه از خانواده غافل مي شوند، ولي جالب اين است كه حضرت رسول(ص) در اين باره تأكيد دارند:"خداوند نشستن مرد در كنار همسرش را از اعتكاف در مسجدالنبي بيشتر دوست دارد!" اين نشان از تأكيد حضرت به خانواده دارد و اينكه بايد دردها را از نهاد خانواده دور كرد.
ايشان بارها متذكر شده اند كه خداوند به ما اهل بيت(ع) هفت خصلت عنايت كرده كه يكي از آنها همسردوستي است. در نهج الفصاحه نيز داريم كه زني خدمت حضرت رسيد و از ايشان پرسيد كه زن، چه حقي بر گردن شوهر دارد. آن بزرگوار در پاسخ فرمودند: "جبرئيل آن قدر از جانب خدا در مورد زن سفارش كرد كه من فكر كردم مرد حق ندارد در مورد او حتي يك "اف" بگويد." در كتاب "معاني الاخبار" شيخ صدوق داريم كه پيامبر اكرم(ص) فرموده اند: "شما زنانتان را از خدا به امانت گرفته ايد و به واسطه عقد و كلماتي كه خدا به شما آموخته، امكان بهره مندي از آنان را پيدا كرده ايد." پس اگر زن امانتي در دست مرد محسوب مي شود، بديهي است كه اين امانت را نبايد تباه كرد.
لینک ثابت
 آشنائى به تمام لغت ها و زبان ها :


مرحوم شیخ صدوق ، شیخ حرّعاملى و دیگر بزرگان به نقل از اباصلت هروى حكایت كنند:

حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام به تمام زبان ها و لغات ، آشنا و مسلّط بود؛ و با مردم با زبان محلّى خودشان صحبت مى نمود.

و بلكه حضرت در لهجه و تلفّظ كلمات ، از خود مردم فصیح تر سخن مى فرمود، تا جایى كه مورد حیرت و تعجّب همه اقشار و افراد قرار مى گرفت .

اباصلت گوید: یك از روزها به آن حضرت عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! شما چگونه به همه زبان ها و لغت ها آشنا شده اى ؛ و این چنین ساده ، مكالمه مى نمایى ؟

امام علیه السلام فرمود: اى اباصلت ! من حجّت و خلیفه خداوند متعال هستم و پروردگار حكیم كسى را كه مى خواهد بر بندگان خود حجّت و راهنما قرار دهد، او را به تمام زبان ها و اصطلاحات آشنا و آگاه مى سازد، كه زبان عموم افراد را بفهمد و با آن ها سخن گوید؛ و بندگان خدا بتوانند به راحتى با امام خویش سخن گویند.

سپس امام رضا علیه السلام افزود: آیا فرمایش امیرالمؤمنین ، امام على علیه السلام را نشنیده اى كه فرمود: بر ما اهل بیت - عصمت و طهارت - فصل الخطاب عنایت شده است .

و بعد از آن ، اظهار نمود: فصل الخطاب یعنى ؛ معرفت و آشنائى به تمام زبان ها و اصطلاحات مردم ؛ و بلكه عموم خلایق در هر كجا و از هر نژادى كه باشند.

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " رجعت نور " برای " asrar " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم