|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
اردیبهشت 1388
دی 1387 آبان 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
زیارت آل یاسین توسط سید حسن نصرالله
بانك صوت و فيلم مذهبي پایگاه اطلاع رسانی مسجد مقدس جمکران علمی مذهبی وبلاگ طال الانتظار کانون مطالعاتی تحقیقاتی طال الانتظار نگاه معصومانه عشق به رنگ انتظار مرکز فرهنگی شهید آوینی سایت موعود یا کربلا انتظار سبز کوچه پس کوچه ها :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
رجعت نور
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز درمان گناه از ديدگاه معصومين
از اينجا برخيز و به بوستان و باغ ايمان برو و چون وارد باغ شدي مقداري از ريشه درخت نيت و دانه هاي پشيماني و قدري از درخت توبه و تخم و بذر ورع و ميوه فهم و اندكي از شاخه هاي يقين و مغز اخلاص و پوست كوشش و اجتهاد و مقداري از ساقه هاي عنابه و گريه و زهر برگردان تواضع راگرفته ، همه را با حواس جمع و با دلي متوجه و فهمي سرشار با انگشتان تصديق و كف توفيق ميان تشت تحقيق مي ريزي و با آب چشمانت شستشو مي دهي و آنگاه در ميان ديگ اميد مي ريزي و مي جوشاني تا مواد زايد در جوش جداشده و عصاره و خامه حكمت بدست مي آيد پس آن را گرفته در بشقاب تسليم و رضا ريخته و با نسيم استغفار در آن مي دمي تا خنك شود و آنگاه در جايي كه آدمي در ميان نباشد و فقط خدا باشد مي نوشي. |+| نوشته شده توسط asrar در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 14:25
دوران بچگي
این روزها به یاد دوران بچگی ام افتادم. دارم سعی می کنم مثل آن روزها بخندم حرف بزنم نقاشی بکشم و صورتی لبخند بزنم ..... دارم سعی میکنم مثل آن روزها خورشید را نارنجی و و آسمان را آبی و خدا را نور بکشم . سعی میکنم مثل آن روزها موقع رد شدن از خیابان دست خدا را بگیرم . سعی میکنم مثل آن روزها موقع اذان دستان پر چین و چروک مادر بزرگم را بگیرم و با همان چادر گل داری که خودش برایم دوخته به مهمانی خدا بروم . سعی میکنم مثل آن روزها وقتی که یک آیه از قرآن را به خاطر سپردم آب نبات چوبی جایزه ام را فقط از دست خدا بگیرم . دارم سعی میکنم در عصر ارتباطات و اینترنت مثل آن روزها برای خدا نامه بنویسم .نامه ام چیزی به جز یک نقاشی نیست اما به امید جوابش آن را به نشانی آسمان پست می کنم .دارم سعی میکنم مثل بچگی هایم هر وقت از خودم پرسیدم که خدا را چند تا دوست داری ؟؟ به یاد آن روزها که گمان می کردم دو بزرگترین عدد است صادقانه بگویم : ۲تا انگار با بزرگ تر شدنمان مقدار دوست داشتن هایمان هم کم میشود . دارم سعی میکنم مثل آن روزها هر شب برای عروسکهایم قصه ی مهربانی های خدا را بگویم . دارم سعی میکنم مثل آن روزها بادبادکم را به قصد رسیدن به خدا هوا کنم . دارم سعی می کنم مثل آن روزها دلم برای خدای دوست داشتنی دوران بچگی هایم تنگ شود . دارم سعی میکنم مثل آن روزها ........ هر شب قبل از خواب روی ماه خدا را ببوسم.........
|+| نوشته شده توسط asrar در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 10:22
شكوه
آري شکوه مي کنم از الهه عشق که جرعه اي از جام رنگين مي را براي دمي به ما نوشاند وآن گاه جام را پشت پرده گيتي پنهان نمود . تا کي جنون و تا کي خمار چشم يار و تا کي انتظار ....... خوشا آن لحظه اي که خود را درآينه چشمانش پيدا کنم ودل را به قدومش آتش زنم .
|+| نوشته شده توسط asrar در شنبه هفتم دی 1387 ساعت 16:4
جمعه انتظار
کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت
چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت به کوچه های عبورت چقدر آب بپاشیم یواشکی من و این چشم های مانده به راهت هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت دعاترین دعاها همین دعای نگار است امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت |+| نوشته شده توسط asrar در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 17:24
كليد استجابت
دلت را خانه ما كن مصفا كردنش با من به من درد دل افشا كن، مداوا كردنش با من اگر گم كرده اي در دل كليد استجابت را بيا يك لحظه با ما باش ،پيدا كردنش با من اگر درها به رويت بسته شد ، دل بد مكن بازآ در اين خانه دق الباب كن ،واكردنش با من بياور قطره اشكي ،كه من هستم خريدارش بياور قطره اي اخلاص ، دريا كردنش با من |+| نوشته شده توسط asrar در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 15:53
درد بزرگ مرد تاريخ
متاسفانه حضرت علی علیه السلام با این عظمت هنوز در بین شیعیانش نیز مجهول و ناشناخته مانده است. هنوز بسیاری از فضایل و ارزشهای انسانی ایشان را نیافته ایم. اما به راستی ارزش های انسانی علی علیه السلام چیست؟ یكی از مسائلی كه درباره ایشان مطرح نشده، مساله تنهایی علی (ع) است. كسی كه به یك معبود، به یك معشوق عشق می ورزد، با همه چهره های دیگر بیگانه می شود و جز در آرزوی او نیست، خود به خود وقتی كه او نیست ، تنها می ماند و كسی كه با افراد و اشیای پیرامونش بیگانه است، متجانس نیست ، تنها می ماند، احساس تنهایی می كند. انسان هر چه به مرحله انسان بودن، نزدیكتر می شود، احساس تنهایی بیشتری می كند. و از جامعه و زمان فاصله می گیرد. در شرح حال نوابع می بینیم یكی از صفات شخصی آنان ، تنهائیشان در زمان خود آنها است. در زمان خود مجهول اند، غریب اند و در وطن خویش بیگانه اند، و آیندگان بهتر می توانند ، آنها، اثرشان ، سخنانشان و سطح اندیشه و هنرشان را بهفمند. چه كسی تنها نیست؟ كسی كه با همه، یعنی در سطح همه است، كسی كه رنگ زمان به خود می گیرد، رنگ همه را به خود می گیرد و با همگان تفاهم دارد و در سطح موجود است و با وضع موجود، به هر شكلش و هر بُعدش منطبق است. احساس تنهایی و خلاء ، مربوط به روحی است كه آنچه در این جامعه و زمان و در این ابتذال روزمرگی وجود دارد ، نمی تواند سیرش كند. درد انسان، درد انسان متعالی ، تنهایی وعشق است. و می بینیم علی(ع) ، همان علی (ع) كه می نالد و دائماً فریاد می زند و سكوتش درد آور است. سخنش درد آور است، و همان علی كه عمری شمشیر زده ، جنگ ها كرده ، فداكاری ها نموده و جامعه ای را با قدرت و جهادش پی ریخته و به وجود آورده است، حال در جمع یارانش تنهاست و نیز می بینیم كه نیمه شبهای خاموش مدینه را ترك می كند وسردر حلقوم چاه، می نالد. امام كسی را ندارد كه برایش حرف بزند، گوشی نیست كه سخنانش را بشنود، و فردی نیست كه او را بفهمد. رنج بزرگ یك انسان این است كه عظمت او و شخصیت او در قالب فكرهای كوتاه و در برابر نگاه های پست و پلید و احساس او در روحهای بسیار آلوده و اندك و تنگ قرار گیرد. و این مرد كه روی این زمین خودش را تنها می یابد، با این زمین و آسمان بیگانه است و فقط رسالت و وظیفه اش او را با این جامعه و این شهر پیوند داده است. علی در طول تاریخ ، تنها انسانی است كه در ابعاد مختلف و حتی متناقضی كه در یك انسان جمع نمی شود قهرمان است. مثل یك كارگر ساده با دست و بازویش خاك را می كند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار، قنات می كند ، مانند یك حكیم می اندیشد، همچون یك عاشق بزرگ و یك عارف عظیم عشق می ورزد، به سان یك قهرمان شمشیر می زند و همانند یك سیاستمدار رهبری می كند و مانند یك معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یك جامعه است. هم یك پدر است و یك دوست وفادار و هم یك همسر نمونه. چنین انسانی است كه در دنیا تنهاست. علی(ع) در میان پیروانش هم تنهاست، در اوج ستایش هایی كه از او می شود مجهول مانده است. درد علی (ع) دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق مباركش احساس می كند، و درد دیگر، دردی است كه او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه كشانده ... و به ناله در آورده است و ما تنها بر دردی می گرییم كه از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می كند . اما، این درد علی (ع) نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله آورده است، تنهایی است ، كه ما آن را نمی شناسیم! باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را؛ كه علی(ع) درد شمشیر را احساس نمی كند، و ... ما درد علی را احساس نمی كنیم. پروردگارا ! قلبمان را با روح آسمانی اش ، پیوند زن |+| نوشته شده توسط asrar در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 8:21
ولادت حضرت فاطمه (ص)
رسول اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش فاطمه (سلام الله علیها) را گرامی داشته و به نیکویی ستوده است. تمجید از آن بانوی بزرگ، نه به جهت آنست که او فرزند آن حضرت بوده و عاطفه پدری موجب شده که دخت گرامیش را به خوبی و نیکی بستاید و صفات نیکی را به او نسبت بدهد، بلکه ستودن فاطمه بر اساس حقیقت او و ظهور صفات و کمالات معبود در روح او بوده است. او عظیمه و مطهره است. مدح رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از او، آشکار کردن حقیقت موجود در اوست. خداوند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه را بر رجال عالم اختیار نمود و آنها را انسانهای کامل و الگو و حجت بر همه قرار داد، به همین نحو، فاطمه (سلام الله علیها) را الگو و حجت بر تمام مردم جهان – اعم از زن و مرد – قرار داد؛ اقتدای به او، اقتدا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین میباشد ... همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .)سوره مبارکه کوثر ( فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س) حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حکومتی خود می داند .
|+| نوشته شده توسط asrar در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 12:44
معضل گیجی
این دیگر چه واقعه ای است ؟ چه اتفاقی دارد روی می دهد ؟ مسئله به اصطلاح گیج شدن آدم ها مسئله ایست که ما هم
اکنون در زمان فعلی با آن مواجه ایم به طوریکه که این مسئله از بزرگ و کوچک همه را
در بر گرفته و پیر و جوان سرش نمی شود حالتی است بسیار بد که وقوع آن به خصوص در
ساعات اولیه صبح بیشتر بوده و در ساعات اولیه شب بهبود می یابد بطوریکه اشخاص
تمایل به نشستن در یک جا و خلاص کردن فکر خود از هر آنچه می گذرد دارند و هرکس هم
که این مسئله را کتمان کند یک انسان دروغگو بوده چون این مسئله فقیر و ثروتمند ،
پیر و جوان نمی شناسد . و اما بحث راجع به اینکه این حالت از کجا ناشی
شده و چگونه می توان با آن مبارزه کرد
بحثی است طولانی که سعی می کنم ان شا الله و با کمک خداوند متعال و نظرات خوانندگان به آن جواب دهم شما هم
ما را در این امر خطیر یاری فرمایید و اگر تجربه و یا نظر خاصی دارید بفرمایید که
از آن استفاده کنیم .با تشکر |+| نوشته شده توسط asrar در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 11:21
ترجمه دعای عهد
پروردگارا ای رب نور حقیقی و خداوند کرسی با رفعت و خداوند دریای احسان و ای نازل کننده ی کتاب آسمانی تورات و انجیل و زبور و ای پروردگار سایه و آفتاب گرم و ای نازل کننده ی قرآن عظیم الشان و ای پروردگار ملائک مقرب و پیغمبران و رسولان ، پروردگارا همانا از تو می خواهم به حق ذات بزرگوارت و به نور جمال بی مثالت که عالم به آن روشن است و به ملک قدیم و سلطنت ازلیت، ای زنده ی ابدی و ای پاینده ی سرمد ، از تو درخواست می کنم به حق آن اسمی که آسمان ها و زمین را به آن اسم نور وجود بخشیدی و به آن اسمی که اولین و آخرین اهل عالم را بدان اصلاح و تربیت کرده ای ، ای زنده پیش از هر زنده و ای زنده پس از هر زنده! ای زنده، در آن حال که هیچ زنده ای نبود ای زنده کننده ی مردگان و میراننده ی زندگان عالم ، ای زنده بالذات که غیر تو خدایی نیست، پروردگارا تو بر مولای ما حضرت امام عصر هادی امت و مهدی آل محمدقیام کننده به فرمان تو که درود خدا بر او و بر پدران پاک گوهر او باد از تمام مرد و زن با ایمان که در مشرق ها و مغرب های زمین هستند و در صحرا و کوه و بر و بحر عالمند از من و پدر و مادر من بر او درود و تحیتی فرست برابر عرشت و برابر با مرکب کلماتت و آنچه که علمت احصا و کتاب آفرینشت احاطه بر آن نموده است پروردگارا من در صبح همین روزم و تمام ایامی که در آن زندگانی کنم با او تجدید عهد میکنم و عقد بیعت او را که بر گردن من است که هرگز از این عهد و بیعت بر نگردم و تا ابد بر آن ثابت قدم باشم پروردگارا مرا از انصار و یاران آن بزرگوار قرارده و از آنان که از او دفاع می کنند و از پی انجام مقاصدش می شتابند و از وی حمایت کرده و به جانب اراده اش مشتاقانه سبقت میگیرند و در حضور حضرتش به درجه ی رفیع شهادت می رسند. پروردگارا اگر میان من و او مرگ که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی افکند پس مرا از قبر بر انگیز در حالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام بر کشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم لازم الاجابه است اجابت می کنم ای خدا به ما آن طلعت زیبای رشید را بنما و از پرده ی غیب پدیدار کن و سرمه ی نور و روشنی ابد به یک نظر بر آن جمال مبارک به چشم من درکش و و فرج آن حضرت را نزدیک و خروجش را آسان ساز و توسعه در طریق وی عطا فرما ومرا به طریقه ا ی با حجت و بیان او سلوک ده و فرمان آن حضرت را نافذ گردان و پشت او را قوی ساز و ای خدا شهر و دیارت را به وجود او معمور ساز و بندگانت را به واسطه ی او زنده ساز چون تو خود فرموده ای (ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس ) و کلام تو حق و حقیقت است. پس تو ای پروردگار ولی خود و پسر دختر پیغمبرت را که هم نام پیغمبرت است بر ما از پرده ی غیب ظاهر فرما تا آن که بر هر باطل پیروزی یابد و آن را محو و نابود سازد و حق راثابت و محقق گرداند و آن حضرت را ای پروردگار ، فریادرس بندگان مظلومت قرار ده و ناصر و یاور آنان که جز تو ناصر و یاوری ندارند و تجدید کن احکامی از قرآن مجیدت که تعطیل شده و رفعت و استحکام بخش کاخ شعایر آیینت و سنن پیغمبر اکرمت صلی الله الیه و آله و او را ای پروردگار از بیداد ستمکاران در حفظ و امان خود بدار و پروردگارا پیغمبر اکرمت صلی الله علیه و اله را شاد و مسرور گردان به دیدار او و پیروانش که دعوت حضرتش را اجابت کردند و ای خدا بر حال زار پریشان ما بعد از او ترحم فرمای، ای خدا غم و اندوه آن بزرگوار را به حضورش از قلوب این ملت برطرف گردان و برای آرامش دل های ما به حضورش تعجیل فرما که مخالفان بعید دانند و ما فرج و ظهورش را نزدیک می دانیم ای خدا ای مهربان ترین مهربانان تعجیل و شتاب فرما ای مولای من ای صاحب الزمان.
|+| نوشته شده توسط asrar در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 12:58
وظایف منتظران
گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است |+| نوشته شده توسط asrar در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 17:20
|